مارها و حسّ بويايي آن ها
مارها و حسّ بويايي آن ها:
چرا مارها زبان خود را پي در پي بيرون ميآورند؟
اين حركتِ زبان مار به خصوص زماني كه جانور گرسنه باشد و يك جانورِ طعمه، مثلاً يك موش در نزديكي باشد، شدّت مي يابد و به دفعات بيشتري انجام مي شود. همزمان با خارج و داخل كردن زبان، مار زبانِ شاخه دارِ خود را به دفعات به چپ و راست حركت مي دهد تا موقعيت طعمهي خود را بيابد.
مارها عموماً به سختي مي توانند ببينند و قوّهي بينايي ضعيفي دارند و به همين دليل از روش منحصر به فرد براي جهت يابي استفاده مي كنند آن ها با نوكِ زبان خود، رقيق ترين و ضعيف ترين آثار بو را به داخلِ دهان مي كشند و نوك آن را در يك فرورفتگي در سقف دهان فرو مي برند. اين فرورفتگي در عضوي قرار دارد كه مجراي افقي باريكي در مخاط بيني جانور است و به كيسهي بدون مجرايي منتهي مي شود و به نام كاشف آن عضو« جاكابسوني» نام گرفته است. به وسيلهي اين عضو مارها تشخيص مي دهند، آيا « بوهاي جالب توجه در هوا وجود دارد، يا خير؟» « زبان در آوردن مار» در واقع تركيبي از حواس چشايي و بويايي جانور است كه بسيار ظريف ساخته شده و تكامل يافته است. مارها به اين وسيله نه تنها طعمهي خود، بلكه به عنوان مثال، جفت خود را براي توليد مثل، و آب را براي نوشيدن و شنا كردن در آن، مي سابند. بسياري از سوسمارها و در اين مورد به خصوص سوسمارهاي بزرگ يا « واران» ها نيز، اغلب اوقات زبان خود را پي در پي بيرون مي آورند.
در مارها، پلك چشم ها( پلك بالا و پايين) روي يكديگر رشد يافته اند و تشكيل يك پردهي شفاف را مي دهند. هر چند كه خيلي عجيب به نظر مي رسد، اما مارها هميشه پلك چشم هايشان بسته است و چنين به نظر مي رسد كه مار اصلاً پلك چشم نداد.
اما سوسمار كور ، مانند همهي سوسمارهاي ديگر پلك هاي چشم متحرك دارد و مي تواند مانند ما انسان ها چشم ها را ببندد و باز كند و ابداً كور نيست و هم چنين مار سوسمارِ كور، برخلاف مارها حفره هاي شنوايي دارد.
( نيكيش، مانفرد 1376 ، چرا و چگونه ، خزندگان و دوزيستان، ترجمهي بهروز بيضايي، نشر شفق)
از کجا بدانيم حيواني که مي بينيم، يک مار است؟

شما مارها را دوست داريد يا از آن ها بدتان مي آيد؟ تا به حال از نزديک مار
ديده ايد؟ در طبيعت يا در باغ وحش؟ بسياري از مردم معتقدند مارها ترسناک و
چندش آور هستند؛ به ويژه اگر آزاد باشند! اما مسئولان باغ وحش ها معتقدند
بخش مارها يکي از جذاب ترين قسمت هاي مرکزشان براي بازديد کنندگان است.
خلاصه آن که، چه از مارها خوشتان بيايد چه بدتان، آن ها ويژگي هاي جالبي
دارند که بخشي از آن ها را در اين مطلب برايتان توضيح خواهم داد.

از کجا بدانيم حيواني که مي بينيم، يک مار است؟
به نظر شما سؤال پيش پا افتاده اي است و شکل و قيافه مارها واضح تر از اين
حرف ها است! حتما مي گوييد هر حيواني که دست و پا نداشته باشد، کرمي شکل و
روي بدنش از پولک پوشيده شده باشد، يک مار است. اما کار به همين سادگي ها
هم نيست. چون برخي از مارمولک ها نيز درست مانند مارها دست و پا ندارند و
بدنشان از پولک پوشيده شده است. شما اگر اين مارمولک ها را ببينيد، چگونه
آن ها را از مارها تشخيص مي دهيد؟ يک راهش اين است که ببينيد زبان آن ها
دوشاخه است يا خير (مارها زبانشان دوشاخه است).
درواقع مارها پرده گوش ندارند و استخواني که در ساير خزندگان ارتعاش هاي
صوتي را از پرده گوش انتقال مي دهند، به آرواره زيرين آن ها وصل است، به
همين دليل مارها نسبت به صداهاي موجود در فضا تقريباً کر هستند ولي در عوض
ارتعاش هايي که از طريق زمين انتقال پيدا مي کند، مانند صداي پا را به
خوبي تشخيص مي دهند.
اگر چشمشان تنها پلک پايين را داشت، هم مي توانيد مطمئن شويد که يک مار
است. اسکلت مارها و مارمولک ها نيز با هم متفاوت است مارها استخوان سينه،
لگن و دست و پا ندارند. البته به جز مارهاي خانواده هاي بوآ و مارهاي کرمي
شکل که هنوز آثاري از دست و پا در اسکلتشان باقي مانده است.
راستي! آيا مي دانستيد مارها بين 100 تا 400 و برخي حتي بيشتر از اين تعداد دنده دارند!
ΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩ